۱۰ تیر ۱۳۹۲ موضوع: اخبار حوزه دین و اندیشه


ویتگنشتاین در خانواده‌یی‌ که‌ از ثروت‌ و شهرت‌ قابل‌ توجه‌ برخوردار بود به دنیا آمد. پدرش‌ از صاحبان‌ صنایع‌ فولاد در اتریش‌ بود. لودویک‌ نیز به‌ ماشین‌ آلات‌ و صنایع‌ مهندسی‌ علاقه‌ مند بود. تحصیلاتش‌ را در ریاضیات‌ و فیزیک‌ و مهندسی‌ گذرانید و در مهندسی‌ هوایی‌ تخصص‌ گرفت. «اصول‌ ریاضیات» برتراند راسل‌ او را به‌ سمت‌ فلسفه‌ کشانید.


وی سپس مهندسی‌ را رها کرد، به‌ کمبریج‌ رفت‌ و زیر نظر خود راسل‌ اصولش‌ را فرا گرفت. این‌ فراگیری‌ و ابداعاتی‌ که‌ خود بدان‌ افزود تحریر «رساله‌ی‌ منطقی‌ – فلسفی» را سبب‌ شد.


رساله‌اش‌ مورد توجه‌ فراوان‌ قرار گرفت. خود نیز گمان‌ نمود که‌ همه‌ پرسشهای‌ اساسی‌ فلسفه‌ را پاسخ‌ گفته‌ است‌ بنابراین‌ فلسفه‌ را رها کرد، اما این‌ بخت‌ و اقبال‌ و یا دقیقتر بگوییم‌ اندیشه‌ و تعمق‌ را داشت‌ که‌ به‌ نارسا و ناکافی‌ بودن‌ نظریه‌هایش‌ پی‌ ببرد و خود از آن‌ روی‌ برگرداند.


آنچه‌ را گفته‌ بود انکار و بار دیگر به‌ فلسفه‌ روی‌ آورد و به‌ مطالعه‌ و اندیشیدن‌ مشغول‌ شد. این‌ بار دیگر جز یک‌ مقاله‌ی‌ کوتاه‌ تا پایان‌ عمر چیزی‌ منتشر نکرد.


توجه‌ ویتگنشتاین‌ به‌ زبان‌ و کارکردها و کاربردهای‌ کلمات‌ و جملات‌ را نمی‌توان‌ جدا از علاقه‌ و توجه‌اش‌ به‌ ریاضیات‌ و اعداد و ارقام‌ ارزیابی‌ کرد. مصالح‌ ابتدایی‌ ریاضیات‌ اعداد و ارقام‌ هستند.


شاید بتوان‌ گفت‌ ریاضیات‌ بدون‌ وجود ارقام‌ بی‌ معنا است. ویتگنشتاین‌ در ریشه‌یابی‌ و لایه‌ برداری‌ از پرسشهای‌ بنیادین‌ فلسفی‌ از قبیل‌ واقعیت‌ و غیر واقعیت، معنا و مهمل، حقیقی‌ و غیرحقیقی، درست‌ و نادرست، هستی‌ و ماورای‌ هستی‌ و پرسشهایی‌ از این‌ قبیل‌ به‌ کلمات‌ و جملات‌ می‌رسد.


منطق‌ و نظمی‌ که‌ افکار ویتگنشتاین‌ در چارچوب‌ آن‌ پرورش‌ یافته‌ است‌ او را به‌ سمت‌ مصالح‌ اولیه‌ عقب‌ می‌راند و هدایت‌ می‌کند.


 نظم‌ ریاضی‌ گونه ذهن‌ ویتگنشتاین‌ توجه‌ او را در پرسشهای‌ بنیادین‌ فلسفه‌ نه‌ به‌ معنا و مفاهیم‌ انتزاعی‌ که‌ به‌ سمت‌ مصالح‌ به‌ کار رفته‌ و در پرسشها می‌کشاند و توجه‌ او را به‌ زبان‌ و ساختار جملات‌ و کلمات‌ معطوف‌ می‌کند و او زبان‌ را هم‌ مبدا و هم‌ غایتی‌ به‌ حساب‌ می‌آورد که‌ معنا و بی‌معنایی‌ واقعیت‌ و غیرواقعیت‌ ممکمن‌ و غیرممکن‌ و… را با آن‌ ارزیابی‌ می‌کند. مبدا و غایت‌ قرار دادن‌ زبان‌ و سنجیدن‌ و تفسیر همه‌ چیز با ساختار زبان‌ راه‌ به‌ همان‌ ذهنیاتی‌ می‌برد که‌ ذهن‌ او را برد هر چند که‌ در نظریه‌ دومش‌ که‌ زبان‌ را ابزار به‌ حساب‌ می‌آورد قابل‌ توجه‌تر است.  


بطور کلی نظرات ویتگنشتاین در باب فلسفه به دو قسمت عمده تقسیم می شود یعنی ویتگنشتاین متقدم و ویتگنشتاین متاخر.


ویتگنشتاین متقدم آن چنانی که از سخنانش بر می آید معتقد بود که زبان برای بیان جهان به خصوص در مباحث متافیزیکال و فرا ماده ای ناکافی و حتی ناکارآمد است، بدین معنی زمانی که ما در مورد امری فرامادی صحبت می کنیم عموما از تشبیهات استفاده می کنیم اما اگر تمام این تشبیهات را در مورد امر فرامادی مورد نظر برداشته و آنگاه به آن بنگریم می بینیم که چیزی نمی ماند چون هر آنچه که گفته ایم فقط تشبیه و استعاره بوده است.


باید توجه داشت که این ناکارآمدی زبان در دیدگاه ویتگنشتاین متقدم فقط وابسته به امر فرامادی نمی شود و حتی برخی از گفته های ما درباره مادیت را هم شامل می شود.


بطور کلی باید گفت از دیدگاه ویتگنشتاین متقدم هر آنچه که آدمی گفته و بسیاری از تفکرات و گفته های این موجود دو پا در باب امور مادی جعل انسان است نه بیان واقعیات خودش در این رابطه چنین می گوید “فلسفه نبردی با جادوشدگی ذهن ما به وسیله زبان است”.

مطالب مرتبط :
  1. ویتگنشتاین پیشگام فلسفه تحلیلی
  2. درجه استدلال و توجیه در فلسفه تحلیلی از فلسفه های دیگر بالاتر است
  3. نشست نقد و بررسی کتاب «درآمدی به فلسفه‌ زبان» برگزار می شود
  4. فلسفه‌های مضاف در ایران جایگاهی ندارند/ چرایی شکل نگرفتن فلسفه سیاست و اخلاق در کشور
  5. روش تحلیل راسل در فلسفه

پارک علم و فناوری قم

zohur